یادداشت کن لذت ببر

تبلیغات

موضوعات

نویسندگان

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم مطالبی که در وبلاگ براتون گذاشتم مورد استفاده تان قرار بگیرد و خوشتان بیاید اگر هم از مطالب خوشتان امد یا دوست نداشتید حتما در قسمت نظرات بنویسید خوشحال میشم نظرات شما عزیزان را بدانم.این وبلاگ در تاریخ اذر ماه 1393 شروع به کار کرده برای شما دوستان عزیز.......... امیدوارم روز خوبی داشته باشید در وبلاگ بنده .

امکانات جانبی

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 3533
    کل نظرات کل نظرات : 40
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 5
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 18

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 191
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 294
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 2
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 2
    آي پي امروز آي پي امروز : 1
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 1
    بازدید هفته بازدید هفته : 1404
    بازدید ماه بازدید ماه : 6774
    بازدید سال بازدید سال : 18046
    بازدید کلی بازدید کلی : 18046

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 216.73.216.223
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : جمعه 08 آبان 1405

آخرین نطرات

    چت نهان | روم نهان | روم | - چت نهان محبوب ترین چت روم ایران زمین پاتوق دختر پسرها سنیگل - دوشنبه 08 دی 1404
    چتت نهان | نهان چت | شلوغ ترین چت روم ایران - نهان چت | چت نهان شلوغ ترین و قدیمی ترین چت روم ایران زمین - دوشنبه 08 دی 1404
    چت نهان | نهان چت | چت شلوغ | - ممنون بابت مطالب قشنگتون - دوشنبه 08 دی 1404
    چتت نهان | نهان چت | شلوغ ترین چت روم ایران - سلام ممنون بابت مطالب قشنگتون - دوشنبه 08 دی 1404
    اکبر یوسفی - عرض سلام و خسته نباشد و تشکر از عنایتی که می فرمایند. - دوشنبه 08 دی 1404
    صدای مشاور - مدارس شاهد - دوشنبه 08 دی 1404
    شیما - سلام
    بخشید من نمیتونم جزوه هارو دانلود کنم چرا؟قبلا میشد ولی الان نمیشه؟؟
    پاسخ: سلام شیما خانوم لنیک مشاهده کردم مشکلی نداره دانلود میشه . - دوشنبه 08 دی 1404
    هونام سنگ - سلام وبلاگ خوبی دارید بهتون تبریک میگم ممنونم ازتون دوست عزیز
    پاسخ: علیک خواهش میکنم ممنون به وب سایت سر میزنی . - دوشنبه 08 دی 1404
    میلاد شیرزادی - سلام،من دوتا از این طرحا رو میخوام،برام میفرستین؟از بالا دهمی و یازدهمی
    پاسخ: سلام میلاد طرح چی میخوای اسمش بگو برات بفرستم . - دوشنبه 08 دی 1404
    صادق - - دوشنبه 08 دی 1404

دالان بهشت-قسمت26

دالان بهشت-قسمت26

آن شب هم گذشت و فکر می کنم هفته بعدش بود که توی کوه، ثریا یکی از دوست های دانشگاهی اش به نام سیمین ونامزدش را که پسری به اسم محمود بود، همراه آورده بود و بعدا گفت که برای این که جمع ما و ارتباط های دوستانه بتواند در حل اختلافاتشان، که ما بعدها فهمیدیم چیست،کمکشان کند، از آن ها  دعوت کرده. ولی همان طور که اختلافات آن ها حل نشد،اختلافات من و محمد هم ریشه دارتر می شد.

سیمین سعی داشت نامزدش را که پسری کم حرف و کم رو و تا حدی می شود گفت عصبی بود و کاملا واضح بود که از بودن درجمع رنج می برد، تغییر دهد. خودش، درست برخلاف نامزدش، دختری سر و زبان دار وپرشور و شر بود و درک نمی کردم چه چیزی باعث کشش و علاقه آن ها به همدیگر شده بود.

ولی به هر حال معلوم بود محمود با ضرب و زور سیمین می آید و در تمام مدت با همه سعی امیر و جواد و محمدشاید بیش تر از ده پانزده کلمه حرف نمی زد. دو هفته با اوقات تلخی آمد و برخلاف سیمین که مدام از همیشگی شدن برنامه کوهنوردی حرف می زد، او هیچ نمی گفت. بعد ازآن چند بار هم دیگر همراه ما به کوه نیامدند.


تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 26 فروردین 1395 ساعت: 23:52
می پسندم نمی پسندم

دالان بهشت-قسمت25

دالان بهشت-قسمت25

همان ایام مریم ما را به عروسی خواهرش مهتاب دعوت کرد.

 مریم می گفت: شوهرمهتاب مرد پولداری از شهر یزد است و مهتاب هم بعد از ازدواج قرار است به یزد برود.روز جمعه ای که قرار بود جشن عروسی برگزار شود خوشحال از این که محمد به خاطر من برنامه کوهش را به هم زده، همراهش به آرایشگاه رفتم و قرار شد نزدیک ظهر دنبالم بیاید. بعد از مدت ها دوباره با شوق و ذوق و خیال راحت توی آرایشگاه منتظر آمدنش بودم که علی آمد دنبالم و گفت:


تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 26 فروردین 1395 ساعت: 23:51
می پسندم نمی پسندم

دالان بهشت-قسمت24

دالان بهشت-قسمت24

بعد از آن شب دوباره مثل روزهای اول نامزدیمان به هم نزدیک شده بودیم و هر دو شادمان و خوشبخت بودیم. خوشبختی ای که دوام چندانی نداشت. چون آرامشمان تا هفته بعد طول کشید. نمیدانم چه شده بود که رفته رفته نسبت به محمد احساس مالکیت مطلق و حسادت کور و احمقانه پیدا می کردم و شدت این اخلاق مزخرف به مرور، ما را که در تنهایی خوشبخت بودیم در مواجهه با جمع و دیگران دچار مشکل می کرد.


تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 26 فروردین 1395 ساعت: 23:50
می پسندم نمی پسندم

دالان بهشت-قسمت23

دالان بهشت-قسمت23

الان وقتی به آن روزها فکر میکنم حتی یادم نمی آید اولین بگو مگو ها بر سر چه بود؟ فقط یادم است به زور می رفتمو با اوقات تلخ برمی گشتم. سر بهانه های جزئی قهر و بد اخلاقی می کردم و روز را بههر دویمان تلخ می کردم. شاید در نهان هدفم این بود که محمد را از کوه رفتن منصرف کنم. فکر می کردم به این طریق دلزده اش می کنم، غافل از این که به مرور از خود منکه باعث این جریان بودم خسته و دلزده می شود. وضع وقتی بدتر شد که آرا آرام رو دربایستی را کنار گذاشتم و جلوی بقیه هم حفظ ظاهر نکردم و همین درگیری های ما رادامنه دارتر و قهر ها را طولانی تر کرد و تقریبا بیش تر روزهای هفته با هم سرسنگین بودیم. و چون محمد سال آخر بود و درس هایش سنگین و فشرده و از طرفی دنبال کارپذیرش از دانشگاه های خارج از کشور بود و به دنبالش سخت مشغول خواندن زبان، مثل گذشته زیاد وقت آزاد نداشت.

 


تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 26 فروردین 1395 ساعت: 23:49
می پسندم نمی پسندم

دالان بهشت-قسمت22

دالان بهشت-قسمت22

همان شب محمد گفت: از این جمعه به بعد با هم می ریم کوه.

و سه روز بعد بالاخره با اکراه و بی میلی برای اولین بار، همره امیر و محمد به کوه رفتم. ساعت پنج صبح بودکه محمد با هزار زحمت بیدارم کرد. من آن قدر خواب آلود بودم و پلک هایم سنگین بودکه به زحمت می توانستم از لای چشم ها نگاه کنم. در حالی که با حسرت رختخواب گرم رانگاه می کردم و بر خلاف محمد و امیر، با تبلی حاضر می شدم، با خود می گفتم چه کاربیهوده و مسخره ای است که آدم صبح زود، آن هم روز تعطیل از رختخواب گرم و خواب جدابشود و راه بیفتد و برود کوه!

 


تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 26 فروردین 1395 ساعت: 23:47
می پسندم نمی پسندم

دالان بهشت-قسمت21

دالان بهشت-قسمت21

نمی دانم در زندگی همه اینطور است یا برای من این طور بود که هیچ کدام از تغییر و تحول های زندگی ام تدریجی نبود.همه آن قدر سریع و بدون زمینه انجام شد که مدت ها بعد مهلت می شد باورشانکنم، در آن ها دقیق بشوم و بیندیشم. مثل ازدواجم با محمد، مثل مرگ خانم جون و یامثل تغییر خانه که آن قدر به سرعت انجام شد که بعد ها همیشه فکر می کردم چطور بدوناین که بفهمم از خانه ای که بوی خانم جون و بچگی های خودم را می داد، خانه ای که از وقتی چشم باز کرده بودم آن را دیده بودم، خانه ای که همیشه خانم جون می گفتوقتی مادرت تو را حامله شد برایمان قدم کردی و بابایت این خانه را خرید و توی اون اتاق رو به قبله به دنیا اومدی که حالا اتاق منه.


تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 26 فروردین 1395 ساعت: 23:46
می پسندم نمی پسندم

دانلود قران کریم 6تا 10با الفاتحه(پرهیزگار)

دانلود قران کریم 6تا 10با الفاتحه(پرهیزگار)

 

 

 


تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 26 فروردین 1395 ساعت: 09:58
می پسندم نمی پسندم

دانلود قران کریم 11تا 15با الفاتحه(پرهیزگار)

دانلود قران کریم 11تا 15با الفاتحه(پرهیزگار)

 

 

 


تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 26 فروردین 1395 ساعت: 09:57
می پسندم نمی پسندم

دانلود قران کریم 16تا 20با الفاتحه(پرهیزگار)

دانلود قران کریم 16تا 20با الفاتحه(پرهیزگار)

 

 

 


تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 26 فروردین 1395 ساعت: 09:56
می پسندم نمی پسندم

دانلود قران کریم 21تا 30با الفاتحه(پرهیزگار)

دانلود قران کریم 21تا 30با الفاتحه(پرهیزگار)

 

 

 


تاریخ ارسال پست: پنج‌شنبه 26 فروردین 1395 ساعت: 09:55
می پسندم نمی پسندم

ليست صفحات

تعداد صفحات : 354

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید