چت نهان | روم نهان | روم | - چت نهان محبوب ترین چت روم ایران زمین پاتوق دختر پسرها سنیگل - دوشنبه 08 دی 1404
چتت نهان | نهان چت | شلوغ ترین چت روم ایران - نهان چت | چت نهان شلوغ ترین و قدیمی ترین چت روم ایران زمین
اکبر یوسفی - عرض سلام و خسته نباشد و تشکر از عنایتی که می فرمایند. - دوشنبه 08 دی 1404
صدای مشاور - مدارس شاهد - دوشنبه 08 دی 1404
شیما - سلام
هونام سنگ - سلام وبلاگ خوبی دارید بهتون تبریک میگم ممنونم ازتون دوست عزیز
میلاد شیرزادی - سلام،من دوتا از این طرحا رو میخوام،برام میفرستین؟از بالا دهمی و یازدهمیرمان قرار نبود فصل 12
نه اون حرف می زد نه من ... فقط نفسای عمیق می کشیدم. دوست داشتم بوی عطر تلخشو توی مشامم ذخیره کنم. رفت توی پارکینگ ... ولی ماشینش که توی پارکینگ نبود. همینطور که دنبالش می رفتم یهو چشمم افتاد به پرشیای خودم با تعجب نگاش کردم. اونم با لبخند شونه بالا انداخت. لبخند منم عمیق تر شد و بدون اینکه چیزی بپرسم سوار شدم. دوست داشتم پیش خودم فکرای قشنگ دخترونه بکنم. دوست داشتم اینطور فکر بکنم که اونم از زور دلتنگی دست به دامن ماشینم شده. منتظر بودم راه بیفته ولی خبری نشد. برگشتم نگاش کنم و با نگام بپرسم چرا وایساده که یهو داغ شدم ... آخ خدا چه آرامشی! آغوش آرتان شده بود همه دنیای من. دستش روی کمرم لغزید و زمزمه وار گفت:
- هیچی نگو ... می خوام اعتراف کنم که دلم برای هم خونه ام خیلی تنگ شده بود ...
می خواستم سرش داد بزنم. مشت بزنم تو سینه اش ... بگم اگه دلت تنگ شده بود پس کجا بودی؟ چرا زنگ نزدی؟ چرا اس ام اس ندادی؟ چرا نیومدی دیدنم؟ من که اسیر نبودم ... باهام بیرون از خونه قرار می ذاشتی. ولی شاید از این پسر مغرور نباید اینهمه انتظار داشته باشم. همین که اینو گفت خودش به دنیایی می ارزید. نیاز نبود دیگه گله کنم .... جای گله ای باقی نمونده بود! شالم افتاد ... دست کشید توی موهام و گفت:
رمان قرار نبودفصل 11
سه روزی بود که توی خونه حبس شده بودم هیچ خبری نشده بود و منم غر غر کردنم شروع شده بود. می خواستم برم کلاس زبان ... ولی آرتان غدقن کرده بود که تحت هیچ شرایطی نرم از خونه بیرون. نشسته بودم روی کاناپه و مشغول سوهان زدن به ناخنام بود که تلفن زنگ زد ... بی خیال همینطور که ناخنامو فوت می کردم گوشی رو برداشتم و گذاشتم در گوشم:
- بله ...
- ترسا؟!
با شنیدن صدای زنونه سیخ نشستم و گوشیو دو دستی چسبیدم. می ترسیدم حرف بزنم. چند لحظه در سکوت گذشت تا اینکه دوباره گفت:
- فکر می کردم زن آرتان باید شجاع تر از این حرفا باشه ... آرتان از هر کسی خوشش نمی یاد ... تو باید خیلی خاص باشی ...
- شما ... شما کی هستین؟
- می خوای بگی راجع به من به تو چیزی نگفته؟
رمان قرار نبود فصل 10
فداي سرت ...
خدا شاهده دردم داشت کم مي شد. فشار بازوهاش ... عطر تنش ... محبت کلامش ... عشق توي کاراش ... دردو از يادم برده بود. هق هقم با سکسکه همراه شده بود. آرتان منو به خودش فشار داد و گفت:
- چرا بيدارم نکردي ترسا؟! آخه چرا؟!!! من اينقدر بدم ...
از لحنش پيدا بود داره عذاب مي کشه. گفتم:
- نه ... نمي خواستم ... نمي خواستم مزاحمت ...
منو خوابوند روي صندلي جلو خودشم سريع سوار شد و گفت:
- اين حرفا يعني چي؟! تو کي مي خواي بفهمي من در قبال تو وطيفه دارم ... اينا لطف نيست ترسا ... وظيفه است.
رمان قرار نبود فصل 9
به جای اینکه برم خونه بابا یه راست رفتم خونه بنفشه اینا که تازه از قشم برگشته بودن. با دیدنم انگار دنیا رو دادن بهش و شروع کرد تلپ تلپ منو ماچ کردن. با خنده خودمو کشیدم عقب و گفتم:
- اوه چته! انگار بی افشو دیده همچین منو ماچ می کنه. برو بهرادو بکن تو حلقت ...
خندید و گفت:
- اونم می کنم تو غصه اونو نخور ...
خوب نگاش کردم پوستش تیره شده بود و مشخص بود حسابی آفتاب خورده. با اینکه الان فصل سرما بود ولی اونجا الانم گرم بود ... با خنده گفتم:
- بابا برنزه!
- بهم می یاد؟ اونجا حسابی آفتاب گرفتم ...
- آره با نمک شدی ...
رمان قرار نبود فصل 8
یه پالتوی مشکی خیلی کوتاه پوشیدم با یه شلوار لوله تفنگی مشکی یه جفت نیم بوت پاشنه پونزده سانتی لژ دار خوشگلم پوشیدم و یه روسری ساتن مشکی و نقره ای شیک سرم کردم ... پشت پلکمو سایه طوسی زدم و مژه هامو هم چند بار پشت سر هم ریمل زدم تا حسابی پر پشت بشن سرمه هم کشیدم توی چشمام ... رژ گونه آجری به همراه رژ آجری محشرم کردم کیف مشکی دستیمو هم برداشتم و رفتم بیرون ...آرتان توی آشپزخونه بود ... رفتم توی آشپزخونه و دیدم داره بطری آبی که توی یخچال بود رو می اندازه توی سطل آشغال. با تعجب گفتم:
رمان قرار نبود فصل 7
چشمامو دوخته بودم به سرامیک های مشکی و با پاهام ضربه می زدم روی زمین. بالاخره صدای نخراشیده منشی بلند شد:
نحوه ایجاد لینک در HTML
همان طور که اطلاع داریم، ایجاد لینک یا پیوند در صفحات وب امری عادی و مرسوم است، بدین معنی که مدیران وبلاگ ها و وبسایت های مختلف معمولا آدرس صفحات همکاران یا دوستان خود را در قسمتی خاص به نحوی درج می کنند که اگر بر روی آنها کلیک کنیم، وارد آدرس مورد نظر خواهیم شد، این حالت اغلب به صورت سیستماتیک (بدون کدنویسی) انجام می شود، یعنی کافی است آدرس صفحه (سایت، وبلاگ و...) را در قسمت درج لینک به همراه سایر مشخصات وارد کنیم تا آن لینک به لیست پیوندهای ما اضافه شود، اما باید بدانیم هنگامی که صفحه وب خود را مشاهده می کنیم، خروجی نهایی به صورت کدهای HTML به مرورگر ارسال شده است، لذا آشنایی با این مبحث می تواند تا حدود زیادی به درک ما از چگونگی کارکرد لینک ها کمک کند.
ایجاد لینک با تگ a و href
تگی که در HTML و در واقع در صفحات وب برای ایجاد لینک به سایر صفحات استفاده می شود تگ a است که در کنار href کامل می شود، عبارت a مخفف anchore یا لنگر است و href مخفف Hypertext Reference یا ابر متنی است که حاوی لینک (hyperlink) به صفحه دیگری است، به مثال زیر توجه کنید.
کاربرد تگ img و نمایش تصاویر در HTML
یکی از پرکاربردترین تگ ها در صفحات وب، تگ نمایش تصاویر یا img است که امکان نمایش یک تصویر در صفحات سایت ها، وبلاگ ها و در کل امکان نمایش تصویر در وب را میسر می کند، در کنار تگ img به عنوان تگی کلیدی، می توان از عناصر دیگری از جمله alt، title، map، area، border و... استفاده کرد که قابلیت های بیشتری در نحوه نمایش و کنترل رفتارهای رویدادی (مانند تعیین محل کلیک کاربر) در اختیارمان قرار می دهند، از این رو در ادامه آموزش های مقدماتی HTML، این مطلب را اختصاص داده ایم به نحوه کاربرد تگ img و نمایش تصاویر در HTML.
تگ img در HTML
از تگ img برای نمایش یک تصویر در وب استفاده می شود، این تگ معمولا به همراه src می آید و src در واقع مخفف source یا منبع تصویر است که در اینجا معمولا آدرس کامل تصویر یا آدرس آن به صورت دایرکتوری مد نظر است، مثال زیر نحوه نمایش یک تصویر ساده را در وب نشان می دهد.
کار با تگ فرم (form) در HTML
تقریبا در هر سایت یا وبلاگی و به طور کل در هر صفحه وبی عناصری تعاملی وجود دارد که کاربر می تواند نسبت به آنها عکس العمل داشته باشد، به طور مثال بر روی دکمه ای کلیک کند یا از بین گزینه های مربوط به نظرسنجی یک مورد را انتخاب نماید، شکل برجسته این عناصر تعاملی فیلد ها و فرم هایی هستند که کاربران با تکمیل اطلاعات آنها و با کلیک بر روی دکمه ارسال، مقادیری را به سرور و پایگاه داده سایت یا وبلاگ مورد نظر ارسال می کنند، از آنجایی که این نوع امکانات در صفحات وب، وابسته به تگ form و عناصر زیرمجموعه آن است، لذا فراگیری دقیق این مبحث می تواند در آینده نزدیک دید شما را نسبت به تکنولوژی وب عمیق تر و چه بسا یک قدم به سمت برنامه نویسی حرفه ای نزدیک تر کند.
تگ form در html
همان طور که پیش تر گفتیم، تگ فرم با هدف ایجاد قابلیت های تعاملی (دکمه، فیلدهای متنی، امکان آپلود فایل و...) برای صفحات html تعریف شده است، در واقع کنسرسیوم جهانی وب یا w3c این نکته را مد نظر داشته که صفحات وب باید از قابلیت ارتباط دو سویه برخوردار باشند، یعنی همان طور که به فرض مدیران یک سایت می توانند مطالبی در آن منتشر کنند، کاربران نیز باید بتوانند در محتوای آن مشارکت داشته یا از قابلیت های آن به صورت سفارشی استفاده نمایند، به این ترتیب و به تدریج عناصر و ویژگی های تعاملی که شباهت های زیادی با هم داشتند در قالب یک تگ با عنوان فرم (form) و زیرمجموعه های آن معرفی شد.
یک فرم ساده به صورت زیر در html تعریف می شود.
بررسی تگ های اصلی و کلیدی HTML در صفحات وب
html-main-tags
در مطلب گذشته و در بحث آموزش مقدماتی html به طور مختصر کلیاتی از این زبان را با هم مرور کردیم، اکنون می خواهیم یک گام به جلو بگذاریم و این بار تگ های اصلی ایجاد کننده صفحات وب را بررسی کنیم؛ سعی خواهیم کرد که آموزش ها مختصر و مفید، همراه با مثال باشند تا از روند کلیشه ای و خسته کننده کتابها و سایتهای مشابه اجتناب کنیم؛ لطفا توجه نمائید، تصور ما بر این است که شما در حال آموزش برنامه نویسی وب از ابتدا هستید لذا ممکن است نکاتی به نظر ساده را نیز توضیح دهیم و یا مثال ها در حد مقدماتی باشند.
تگ چیست؟
تگ از نظر لغوی به معنی برچسب است، اما در زبان های برنامه نویسی و از جمله در html، تگ ها به معنی کدهای تعریف شده این زبان هستند که معمولا به صورت دو قسمتی به کار می روند، قسمت اول نشانگر شروع تگ و قسمت دوم نشانگر پایان آن است، هر قسمت نیز بین علامت های <> محصور شده است، ذکر این نکته نیز ضروری است که بعضی تگ های html تک قسمتی و یکتا هستند، مانند تگ های مربوط به خط یا فاصله.
-
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید