غیر تخیلی
دیروز تصادفی , سانحه ای برای من پیش آمد که منجر به صدمه و کمی جرح در من شد که فاصله اش با مرگ کم بود البته بار اول نبود و فعلا سر پا و زنده ام .در حالا حاضرخود عمل تصادف برای من مهم نیست . چیزی که برای من مهم این است که نه این بار و نه دفعات قبل من یادم نمی آید در آن لحظه آخر به چه چیزی فکر می کردم و در آن زمان نهایی افکار من مشغول بررسی چه مطلبی بوده و اگر آن لحظه من دنیا را ترک می کردم که احتمالش زیاد بود در مقطع جدایی چه در مغزم بود .
طی 24 ساعت گذشته تلاشم برای فهمیدن این موضوع بی نتیجه مانده . به چی فکر می کردم ؟؟؟؟ با ارزش ترین حاصل وجود من یعنی هویت ذهنی در لحظه پایانی چه می توانست باشد ؟؟؟؟؟ نمی دانم نمی دانم . حالا دارم به این نتیجه می رسم که چقدر خوب است سعی کنم هر لحظه از فکرم buck up داشته باشم و ثانیه به ثانیه خودم را عادت بدهم افکار جاریم را save کنم. اگر دنیایی دگر در آن سو وجود داشته باشد نوع و کیفیت تعقل ما در این سو تاثیر زیادی در هویت ما در آن طرف می تواند داشته باشد . بهتر است کمی دارایی با ارزشمان را جمع و جور مرتب کنیم و مانند تمامی سرمایه داران لحظه به لحظه صورتحساب و صورت موجودی و گردش کارمان را کنترل و ضبط کنیم.
برچسبها:



