طرف میرن از طلا فروشی دزدی و طرف با طلا ها فرار میکنه و رفیقش صندلی میزاره تو مغازه میشینه بعد پلیس میاد دستگیرش میکنه ازش میپرسه چرا تو فرار نکردی
برچسبها:
تاريخ : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 | 19:31 | نویسنده : yaddashtkon |
ارسال نظر(0)



