خوش آمدی : [Login_Name]
آخرین ورود:[Login_Date_Last]
نام کاربری : [Login_Username]
ارسال پست جدید
پنل کاربری
مشاهده پروفایل
ویرایش پروفایل
ارسال پیام
پيام خصوصي (خوانده نشده [Login_Count_Message])
پیام های ارسال شده
خروج از سایت
چت نهان | روم نهان | روم | - چت نهان محبوب ترین چت روم ایران زمین پاتوق دختر پسرها سنیگل - دوشنبه 08 دی 1404
چتت نهان | نهان چت | شلوغ ترین چت روم ایران - نهان چت | چت نهان شلوغ ترین و قدیمی ترین چت روم ایران زمین
اکبر یوسفی - عرض سلام و خسته نباشد و تشکر از عنایتی که می فرمایند. - دوشنبه 08 دی 1404
صدای مشاور - مدارس شاهد - دوشنبه 08 دی 1404
شیما - سلام
هونام سنگ - سلام وبلاگ خوبی دارید بهتون تبریک میگم ممنونم ازتون دوست عزیز
میلاد شیرزادی - سلام،من دوتا از این طرحا رو میخوام،برام میفرستین؟از بالا دهمی و یازدهمیشفای عاجل (2)
اسم او "خان محمد شنبه" بود و می گفت 65 سال عمر و3 زن و 14 بچه دارد . حالا آمده ایران تا با پسران و نوادگا ن خود دیداری داشته باشد . حق و حقوق و پول از آنها بستاند . مانند گرازی که سر در گودال لجن کرده باشد با حرس و ولع خرناس کشان پوزه بر تن پر درد من می کشید و خرخر می کرد . تنها حس قابل قبولی که در آن لحظات سرشار از تهوع و درد و بی قراری و انزجار حواس آشفته ام را تسلی بخش بود
شفای عاجل (1)
به عنوان یک بیمار بد حال همیشه تنها مراجعه می کنید ؟حد اقل یک نفر را به عنوان همراه با خود نیاوردید که ما مشگل مربوط به شما را با او در میان بگذاریم.البته چاره ای نیست جز بیان حقیقت حتی اگر تحملش دشوار باشد . واقعیت این است . شما خانم مبتلا به سرطان دهانه رحم هستیید . آن هم در مراحل نهایی آن.
پیله را دریدن و پریدن
حاصل زندگی تمامی ما آدمیان خلق دست آوردهایی است که در طول عمر خویش می سازیم و گرداگرد خود قرار می دهیم چنان که این چیدمان تبدیل به "پیله ای " سخت و چقر و تنگ در اطرافمان می شود و نعمت عزیز حرکت را برای ما محدود می سازد . و شاید یکی از رسالت های نهایی زندگی دریدن این "پیله" باشد یکی در جوانی یکی در میان سالی و یکی هم در کهنسالی جنس این "پیله " هر چیزی می تواند باشد "افکار جزم و خشک" "موقعیت اجتماعی" ثروت و دارایی" ......
7% , 8% ,شاید هم 10%
اسمش "بخش علی" است واز آن پیر مرد های است که سالها از طاسی و کچلی سر ش می گذرد و پوست براق کشیده شده به روی جمجمه مکعب مستطیل او قرمز تیره با خالهای قهوه ای است. ته ریشه سفید و زبرش ابد ی است و انگار هرچه مو بر سرش بوده در یک مهاجرت دسته جمعی و اجباری در صورتش ساکن شده و جا خوش کردنند. کت قهوه ای و شلوار خاکستری رنگ و رو رفته اش بومی تر از پوست تنش همیشه با اوست و عضو همیشگی وجودش .
چه خوب درد دیگر درد ندارد
آه ه ه ه چه خوب درد دیگر درد ندارد . خواب خواب خواب چه؟ خوب است و شیرین . این همه سال نمی دانستم خواب چنین است. پرده , چوب پرده, دیوار , گچ دیوار , کمد , بوفه شیشه ای, لوستر, لامپ لوستر , کلید برق ,پنجره , ترک ریز دیوار , پوسته رنگ و از همه بیشتر سقف همه و همه همراهان من در طی کردن من در این همه درد . روزها , شبها , نیمه شبها , در سپیده دم, وقت غروب , ظهر همیشه همیشه چشمانم خیره بر آنها است. اما چه خوب درد