چت نهان | روم نهان | روم | - چت نهان محبوب ترین چت روم ایران زمین پاتوق دختر پسرها سنیگل - دوشنبه 08 دی 1404
چتت نهان | نهان چت | شلوغ ترین چت روم ایران - نهان چت | چت نهان شلوغ ترین و قدیمی ترین چت روم ایران زمین
اکبر یوسفی - عرض سلام و خسته نباشد و تشکر از عنایتی که می فرمایند. - دوشنبه 08 دی 1404
صدای مشاور - مدارس شاهد - دوشنبه 08 دی 1404
شیما - سلام
هونام سنگ - سلام وبلاگ خوبی دارید بهتون تبریک میگم ممنونم ازتون دوست عزیز
میلاد شیرزادی - سلام،من دوتا از این طرحا رو میخوام،برام میفرستین؟از بالا دهمی و یازدهمی
|
ضحاك ماردوش و فريدون |
|
|
بعد از پادشاهي طهمورث، فرزندش جمشيد به تخت نشست .او با قبول دو منصب پادشاهي و موبدي مسئوليتي جديد براي خودش مي پذيرد . زيرا كه پيش از او پادشاهان وظيفه حفظ امنيت را بر عهده داشتند و هدايت خلق وظيفه موبدان بود . اولين كار او فراهم آوردن سلاح بود و از آهن سلاح و زره و كلاهخود ساخت كه اينكار پنجاه سال بطول انجاميد و بعد به اختراع و ترويج صنعت نساجي مي پردازد و هنر بافتن و پوشيدن لباس رواج مي يابد . و وقتي امنيت در جامعه برقرار شد و مردم لباس بر تن كردند به فكر تقسيم بندي طبقات اجتماعي مي افتد .
|
|
|
سيمرغ و زال |
|
|
سام نريمان، امير زابل و از پهلوانان سر آمد ايران زمين بود وليكن فرزندي نداشت . سالها گذشت و خداوند به وي فرزندي داد . كودكي سفيد و سرخ و زيبا رو وليكن با موهاي سفيد همچون موهاي پيرمردان . كسي جرات نمي كرد كه اين خبر را به سام برساند ، تا اينكه دايه كودك كه زني شيردل بود به نزد سام رفت و گفت : اين روز بر سام فرخنده باشد كه آنچه از خداوند مي خواستي به تو عطا كرد . بيا و فرزندت را ببين كه تمامي اندام او زيبا است و هيچ زشتي در او نخواهي ديد ، تنها همانند آهو موي سفيد دارد . اي پهلوان بخت تو اينگونه بود و نبايد دلرا غمگين كني . |
|
|
سنگ قيمتي |
|
|
|
|
|
مرد ثروتمندي از تمامي لذتهاي زندگي بهره مند بود. او اموال زيادي داشت . چندين ملك در شهرهاي مختلف، ماشين هاي رنگ و وارنگ و كلي وسايل گران قيمتي و ارزشمند داشت.
بعد از اينكه پير شد، روزي فكر كرد كه نگاهداري اين همه املاك در جاهاي مختلف براي او سخت شده است و بهتر است همه مال و اموال خود را بفروشد و با پولش الماسي بخرد تا همه ي پول و ثروتش هميشه در كنارش باشد. او هر چه داشت فروخت و با پولش الماسي بزرگ خريد . مرد فكر كرد كه الماسش را در جايي پنهان كند . او چاله اي در كنار درخت پشت حياط كند و الماسش را آنجا پنهان كرد . او فكر كرد كه هيچ كس آنرا در اين مكان پيدا نمي كند . |
|
سرباز
داستاني را كه مي خواهم برايتان نقل كنم درباره ي سربازي است كه پس از جنگ مي خواست به خانه ي خود بازگردد.
سرباز قبل از اين كه به خانه برسد، از شهرش با پدر و مادرش تماس گرفت و گفت: «پدر و مادر عزيزم، جنگ تمام شده و من مي خواهم به خانه بازگردم، ولي خواهشي از شما دارم. رفيقي دارم كه مي خواهم او را با خود به خانه بياورم.»
روز برف
در آن كوه بزرگ خانه كوچك مك بامبل قرار داشت. او به تنهايي در خانه ي خيلي كوچكي در ميانه راه بالائي كوه بن مكديو در اسكاتلند زندگي مي كرد. خانه كوچك او بيرون از جنگل كاج ساخته شده بود و او مي توانست هر چه را كه لازم دارد از جنگل يا هر قسمتي از كوه بدست آورد . او قد بلندي نداشت ولي خيلي پير و عاقل بود. او ريش نارنجي رنگ بلندي داشت و يك كلاه خيلي بامزه و دامن اسكاتلندي را حتي در زمستان مي پوشيد . با اينكه تنها زندگي مي كرد هنوز هم دوستان زيادي داشت. همه حيوانات و پرندگان دوستانش بودند . او تقريبا براي همه آنها اسمي گذاشته بو
|
راز شكست ناپذيري |
|
|
|
|
|
پيرمرد احساس ميكرد كه ديگر روزهاي آخر عمرش رسيده است و به زودي از اين دنيا رخت برخواهد بست . روزي دو پسر جوانش را نزد خود فرا خواند . به آنها گفت : ديگر زمان مرگ فرارسيده است وليكن بايد يكي از مهمترين تجربه هاي زندگيم را به شما بگويم . بعد دستور داد چند تركه از شاخه هاي درخت براي او بياورند . بعد به هركدام از پسرانش يك تركه داد و از آنها خواست تا آن را بشكنند . |
|
|
رابين هود درحدود هفتصد سال قبل ودر عهد پادشاهي ريچارد اول در انگلستان زندگي مي كرد .در آن زمان بيشتر سرزمين انگلستان پوشيده از جنگلهاي وسيعي بود كه در آنها آهوان و ساير حيوانات وحشي زندگي مي كردند.
رابين هود در حاشيه يكي از همين جنگلها به نام جنگل شروود به دنيا آمد.او از دوران كودكي علاقه زيادي به ورزشها وبازيهاي صحرايي و مردانه آن زمان داشت ودر آن بازيها ومخصوصا در تيراندازي خبره شده بود.مهارت او در تير اندازي آنقدر زياد بود كه هيچ تير اندازي توانايي رقابت با او رانداشت وهميشه جوايز مسابقه هاي تيراندازي را از آن خود مي كرد .علاوه بر اين ,باهوش وبشاش بود وبه آوازخواني وبذله گويي عشق مي ورزيد .به همين علت تمام آشنايان اورا دوست داشتند. |