خوش آمدی : [Login_Name]
آخرین ورود:[Login_Date_Last]
نام کاربری : [Login_Username]
ارسال پست جدید
پنل کاربری
مشاهده پروفایل
ویرایش پروفایل
ارسال پیام
پيام خصوصي (خوانده نشده [Login_Count_Message])
پیام های ارسال شده
خروج از سایت
چت نهان | روم نهان | روم | - چت نهان محبوب ترین چت روم ایران زمین پاتوق دختر پسرها سنیگل - دوشنبه 08 دی 1404
چتت نهان | نهان چت | شلوغ ترین چت روم ایران - نهان چت | چت نهان شلوغ ترین و قدیمی ترین چت روم ایران زمین
اکبر یوسفی - عرض سلام و خسته نباشد و تشکر از عنایتی که می فرمایند. - دوشنبه 08 دی 1404
صدای مشاور - مدارس شاهد - دوشنبه 08 دی 1404
شیما - سلام
هونام سنگ - سلام وبلاگ خوبی دارید بهتون تبریک میگم ممنونم ازتون دوست عزیز
میلاد شیرزادی - سلام،من دوتا از این طرحا رو میخوام،برام میفرستین؟از بالا دهمی و یازدهمیربابه (2)
نقطه تراکم عدالت بود . نه جبر روزگار , نه قسمت و سرنوشت, نه خواست خداوندی . زنی به تراس می آمد و مردی تشنه وگرسنه جسم و تن و محبت و نوازش یکی را انتخاب می کرد. مبلغ ژتون را به مامان ویا خاله می پرداخت و به کابین نیازش می رفت و دقایقی بعد سرشار از رفاه و آسایش روح بیرون می آمد و آماده می شد برای تحمل باقی سختی های عمر. همراهان من یکی یکی رفتن و بیرون آمدنند هر کس بر اساس سلیقه و جیب خود ژتن "ده تومانی " "پانزده تومانی" "بیست تومانی" می گرفت. آن مردان تنومند هم که نام "باج خور" بر خود داشتنند نقش حافظان نظم را در آنجا به عهده داشتنند .
ربابه (1)
صورتش را میان دو دستم گرفتم و نگاهم به سفیدی ریشه موهای رنگ شده اش افتاد و لبانم را بر نقطه مشترک پیشانی و ریشه موهایش گذاشتم درست انگار بر نقطه تماس دریا و خشکی دریک ساحل بی انتها لب فرو آوردم . لبانم را بر پیشانیش فشردم در آرزوی خروج خون و جانم از لبان .
در فصل مشترک نو جوانی و جوانی بودم کلاس دوم دبیرستان از سالها پیش رسم بر این بود ایام تابستان و سه ماه تعطیلی مدارس من به کارگاه کفشدوزی "دایی " خویش می رفتم بقصد کار و کسب پول تو جیبی تابستان و کمی از ایام دیگر سال.